X
تبلیغات
سکوت عاشقی - خدایا دارم میمیرم

















سکوت عاشقی

با هم بوديم يه روزي ولي نفهميدم / تورو ميدادمت بازي من مي خنديدم

 

اما وقتي رفتي تازه فهميدم / بي تو نمي تونم باشم من مي ترسيدم

 

تو خيالم مي بينم کنارت نشستم / دارم مي گم عزيزم عاشقت هستم

 

ولي تو بهم ميگي غمگين و خستم / چون تو خيالت فقط من با تو هستم

 

حالا که رفتي فهميدم دوست داشتم من / کاش دم رفتنت رو صورتت بوسه مي کاشتم

 

تب دستات رو تنم مونده يادگاري / تو به من قول داده بودي تنهام نمي زاري

 

توي خواب من هميشه با مني / وقتي بيدارم ميشم يه آدم آهني

 

عکست رو ديوار اطاق حرف مي زد /  

 

بازم حس کردم دوباره کنارمي/ از اين مي ترسيدم يه وقت پيش خدا نري 

 

ولي رفتي و ديگه واسم نمونده چاره / جز اينکه بمونم با اين قلب پاره

 

چشمات به من میگفت بیا نزدیکم

 

ببين عزيزم ... من ديگه اون آدم ترسوي سابق نيستم

 

بدون که ازمرگ نمي ترسم وخيلي زودميام پيشت..آره ميام پيشت

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت19:29توسط محمدجواد | |